سيد جلال الدين آشتياني

202

شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

چنان كه در قرآن مجيد فرموده است : « وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ » . نقل و اشكال اين‌كه در كلمات شيخ الاشراق مذكور است كه ابصار نه به خروج شعاع و نه به انطباع است ، بلكه نفس به واسطهء مقابلهء جسم با عضو باصر اشراق حضورى بر مبصر و اجسام و الوان خارجى پيدا مىنمايد كلامى باطل است . ابصار محقق نمىشود مگر آن‌كه نفس صورتى مماثل خارج در صقع داخلى خود ايجاد نمايد و مدرك بالذات نفس همان صورت است . چون برهان اتحاد عاقل و معقول در جميع ادراكات جارى است و احساس بنابر مسلك حق آن نيست كه حس صورت محسوس را از مادهء خود مجرد نمايد . چون منطبعات در ماده از محل خود منتقل نمىشوند . بلكه ادراك و وجود ادراكى يك نحوه وجود مجرد نورى است كه از مبدأ صور بر نفس افاضه مىشود . اصولا وجود ادراك بدون تجرد از ماده از محالات است و ممكن نيست براى نفس ادراك حضورى نسبت به ماديات حاصل شود ؛ وجود ادراكى بايد وجود نورى باشد و وضع و محاذات بين جسمانيات اضافات ماديه ظلمانى است و نسب وضعى مانع ادراكند . علاقه و نسبت نوريه بين شىء و علت وجودش موجود است . اضافهء اشراقيه همان اضافهء ايجادى است ، بين نفس و اجسام خارجيه اضافهء نورى امكان ندارد « 1 » .

--> چگونه معلوم حقند ، با آن‌كه وجود مادى ملاك معلوميت در آن موجود نمىباشد . صدر المتألهين شيرازى ( رحمه الله ) از هردو اشكال جواب داده است . يعنى در اسفار و تفسير قرآن و بعضى كتب ديگر خود علم تفصيلى در مقام ذات اثبات كرده است و بر طريقهء شيخ الاشراق نيز در كيفيت انكشاف ماديات اشكال كرده است . ( 1 ) . محقق سبزوارى در مقام دفاع از طريقهء شيخ الاشراق در حواشى سفر نفس اسفار ( ص 44 ) بيانى دارد كه خيلى از پيشگاه تحقيق دور است . به اندازه‌اى كلام حاجى در حاشيه اين قسمت از اسفار باطل است كه انسان احتمال قوى مىدهد كه حاشيه از محقق سبزوارى نباشد . گفته است : « ما ذكره -